يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
65
سفر نامه هاى سهام الدولة بجنوردى ( فارسى )
منزل شام خورده خوابيدم . روز دوشنبه چهاردهم منزل بودم خيال رفتن جائى را نداشتم . فراش آمد كه قبلهء عالم ارواحنا فداه احضار فرمودهاند . لباس پوشيده رفتم ميان باغ . با حضرت مستطاب و الا نايب السلطنه امير كبير و حضرت اجل اشرف آقاى امين السلطان فرمايش مىفرمايند . من دور ايستاده تعظيم كردم . بعد از آنكه فرمايشاتشان با آنها تمام شد مرا احضار فرمودند . رفتم نزديك احوالپرسى فرمودند . در ميان باغ گردشكنان فرمايشات به من مىفرمودند ، تا رفتيم به نارنجستان . به ميرزا محمد خان پيشخدمت فرمودند برو نقشه بياور . تشريف فرماى تالار بزرگى شدند من هم داخل تالار شدم . چه تالار كه بهشت نمونهاى از آنجا است . روى صندلى جلوس فرمودند . مرا پيش احضار كرده نقشه را فرمودند باز كرده حدودات را عرض كن . يك سر نقشه را خود اعليحضرت شهريارى ارواحنا فداه گرفته ، سر ديگر را هم حضرت مستطاب آقاى امين السلطان وزير اعظم . سر ديگر را نيز من گرفته نقطه به نقطه از سرخس الى كنار درياى خضر « 1 » چه داخله و چه خارجه همه را به عرض رسانيدم . خيلى پسنديده تمجيد فرمودند . در اين بين جناب قوام الدوله آمدند . كار من تمام شد مرخص گرديده بيرون آمدم . رفتم منزل سركار آجودانباشى ناهار خورده بالاتفاق رفتيم عكاسخانه . چند شيشهء عكس برداشتند . چون هوا سرد و تيره بود خوب نشد . قرار را به روز ديگر گذاشتيم . از عكاسخانه برخاسته رفتم منزل يك تاجر فرانسوى كه اسباب خوب دارد قدرى خريد كرديم . دو سه زن فرانسوى هم آنجا بودند كه معامله و صحبت مىكردند . از آنجا بيرون شده آمديم منزل . سه ساعتى شام خورده خوابيدم . روز سهشنبه پانزدهم صبح زود برخاستم . محمد حسين خان سرتيپ با يك نفر جواهرى آمدند جواهرات بسيار خوب داشت . از ديشب برف به شدت مىآيد . خيال رفتن جائى را نكردم . ناهار خورده
--> ( 1 ) ( - خزر ) . اينگونه ضبط در سفرنامهء ظهير الدوله به فرنگستان ( چاپ دكتر محمد اسمعيل رضوانى ) نيز ديده مىشود . ( ا . ا . )